على اصغر شميم

131

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

رجال آن عصر كه براى حفظ مقام و نفوذ خود راه را براى اجراى مقاصد استعمارى انگلستان و روسيه هموار مىكردند ، موجب نكبت و بدبختى بزرگى براى ايران گرديد . حركت محمد شاه به طرف مشهد بيشتر براى سركوبى حكام محلى و انتظام امور داخلى خراسان بود . ولى دعوت نيكلا از محمد شاه براى ملاقات و نتيجه‌اى كه از ملاقات ناصر الدين ميرزا وليعهد محمد شاه با تزار روس در اوچمياذين ايروان حاصل شد نظر محمد شاه را به طرف هرات كاملا متوجه ساخت . نيكلا براى بازديد ولاياتى كه از تصرف ايران در قفقازيه خارج شده بود به ايروان آمد و از محمد شاه كه در بسطام بود ، تقاضاى ملاقات كرد . محمد شاه پسر هشت ساله خود ناصر الدين ميرزا را به همراهى ميرزا محمد خان امير نظام زنگنه و ميرزا تقى خان فراهانى وزير نظام ( اميركبير دوره‌ى ناصر الدين شاه ) و يكى از روحانيون و جمعى از اعيان و درباريان وليعهد به ايروان فرستاد و آن هيئت در رجب 1253 هجرى قمرى ( 1837 ميلادى ) به ايروان رسيدند . نيكلا از ايشان به گرمى تمام پذيرايى كرد و قول داد كه در تسخير هرات و كابل به محمد شاه مساعدت نمايد . ولى اين ملاقات به هيچ‌وجه در جريان لشكركشى محمد شاه به هرات و آثارى كه بر آن مترتب گرديد تأثيرى نداشت . محمد شاه بالاخره تصميم به فتح هرات گرفت « 1 » و در رجب سال 1253 هجرى وارد مشهد شد و پس از يك ماه استراحت ، مقدمات حمله به هرات را آماده نمود و به جانب غوريان روانه شد . حفظ قلعه‌ى غوريان به امر كامران ميرزا و وزير او يار محمد خان ، به شير محمد خان برادر وزير واگذار شد . وى شبانه از قلعه خارج شد و بر سر جلوداران سپاه ايران تاخت ولى پس از زد و خورد سختى شكست خورد و به قلعه پناه برد و پس از 20 روز پايدارى و مقاومت در برابر آتش توپخانه‌ى ايران ، از مقاومت بازماند و تسليم شد و قلعه را به تصرف قواى ايران داد و خود به اردوى ايران پيوست . فرمانده‌ى سپاه ايران حفظ قلعه‌ى غوريان را به دسته‌اى از سپاهيان طبسى و قاينى سپرد ، بقيه‌ى سپاه را از غوريان گذرانيد و در اوايل شعبان 1253 هجرى كنار

--> ( 1 ) - پيش از حركت محمد شاه از تهران ، فتح محمد خان فرستاده كامران ميرزا والى هرات به پايتخت رسيد و ضمن تقديم پنجاه طاقه بافته كشميرى و پانزده اسب نامه‌اى را كه كامران ميرزا به شاه نوشته بود ، تقديم كرد . كامران ميرزا در آن نامه از گذشته‌ى خود ابراز ندامت كرده و قول داده بود كه از آن پس مطيع فرمان شاه باشد و سكه و خطبه به نام شاه كند . درباريان و اطرافيان محمد شاه نوشته و تعهد كامران ميرزا را دورغ پنداشتند و فرستاده‌ى او را بازگرداندند و پيام دادند كه اگر كامران ميرزا در گفته‌هاى خود صادق است ، بايد هنگامى كه سپاه ايران به هرات نزديك مىشود ، شخصا به حضور شاه ايران بيايد و در آن صورت به فرمان شاه در حكومت خود باقى بماند .